جیگر مامانیجیگر مامانی، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 25 روز سن داره

هيچي و همه چي

بدون عنوان

نصفه شبی خوابم نمیبرد گفتم بیام برای تاج سرم بنویسم... نمیدونم از چی بنویسم ؟ از شیطونیات ؟ کارات ... اول بگم این پروسه دستشویی رفتنت رو گذاشتم کنار دیگه ... چون خانوم هر بار میرفتی دستشویی بیرون بیا نبودی و از اون طرفم دستشوییمون انقدر سرده که من موقع ورود کاپشن میپوشم اون وقت خانوم میخواستی واسه خود بری بتابی و کلی هم آب بازی کنی .. ما حصل هم اینه که پی پی رو تقریبا میگی و جیش هاتم با فاصله شده .. حالا بریم سراغ شوخ طبعی دخترمون : _ داشتم با تلفن حرف میزدم که خانوم یه کار صدا دار کرد .. و با ترس به من نگاه کرد . منم بهش گفتم : اشکال نداره مامان !!! دوباره یکی دیگه و پرسید : اشکالی نداله ؟؟؟ من گفتم : نه مامان راحت باش .. بعد دیدم ا...
28 دی 1392
1